الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

331

الغدير ( فارسى )

خوارزمى به اسنادش از حافظ احمد بن حسين بيهقى ، از ابو محمّد عبد اللّه بن يحيى بن هارون بن عبد الجبّار سكرى در بغداد ، از اسماعيل بن محمّد صفّار ، از احمد بن منصور رمادى ، از عبد الرزاق ، از اسرائيل ، از ابو اسحاق روايت كرده كه گفت : حديث نمود مرا سعيد بن وهب و عبد خير . . . تا آخر روايت « 1 » ، چنان كه ابن كثير از طريق ابن جرير ، از سعيد و عبد خير آن را ذكر كرده است . « 2 » 13 - عبد الرحمن بن أبى ليلى . احمد بن حنبل با بررسى در سند از عبيد اللّه بن عمر قواريرى آورده كه او از يونس بن ارقم ، از يزيد بن أبى زياد ، از عبد الرحمن بن ابى ليلى روايت كرده كه گفت : على ، رضى اللّه عنه ، را در رحبه ديدم كه مردم را سوگند مىداد و مىگفت : هركس از رسول خدا در روز غدير خم شنيده كه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، برخيزد و گواهى دهد . عبد الرحمن گفت : دوازده تن از كسانى كه در غزوهء بدر شركت كرده بودند ، به پا خاستند ، گويى به يكى از آنان مىنگرم . « 3 » سپس گفتند : ما شهادت مىدهيم كه در روز غدير خم از رسول خدا شنيديم كه فرمود : آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم و آيا همسران من مادران مؤمنان نيستند ؟ گفتيم : بلى يا رسول اللّه . سپس فرمود : فمن كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . « 4 » احمد نيز با بررسى سند از احمد بن عمر وكيعى آورده كه او از زيد بن حباب ، از وليد بن عقبة بن نزار عبسى ، از سماك بن عبيد بن وليد عبسى روايت نموده كه گفت : بر عبد الرحمن بن ابى ليلى وارد شدم و او براى من نقل كرد كه على ، رضى اللّه عنه ، را در رحبه مشاهده نمود كه گفت : به خدا سوگند مىدهم مردى را كه رسول خدا را در روز غدير خم ديده و گفتار او را شنيده ، برخيزد و كسى جز آن كه خودش او را ديده ، برنخيزد . در نتيجه دوازده مرد برخاستند و گفتند : ما رسول خدا را ديديم و از او در حالى كه دست

--> ( 1 ) . المناقب 94 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 5 / 209 . ( 3 ) . در لفظ روايت سقطى است . ر ك : اسد الغابة : 4 / 28 . ( 4 ) . مسند احمد بن حنبل : 1 / 119 .